عبد الجليل قزوينى رازى
510
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كه از ابتدا تا انتها يك ديه نتوانستند گشادن رأيهاى قوى داشتهاند . . . ! تا بدانى جهل رافضى » . امّا جواب اين كلمات كه بىعلم از سر غفلت و جهل و ناانصافى ايراد كرده است آنست كه : اوّلا گفته است : - « بو طالب را با ظهور كفرش مؤمن گويند و عليه السّلام نويسند » نمىدانم كه ظهور كفر بو طالب خواجه را از كجا معلوم شده است از آنجا كه چون رسول عليه السّلام طفل از مادر و پدر بماند و همهء أعمامش از وى تبرّا كردند بو طالب او را برگرفت و به خانه برد و تربيت كرد و خدمت كرد تا بزرگ شد از علامات ظهور كفرش مگر يكى اين باشد . دوم - آنكه چون رسول دعوت كرد قوم را بدين و اسلام و شريعت ، و همهء أعمام و خويشان از وى تبرّا كردند بو طالب ميان « 1 » نصرت ببست و شرّ كفّار قريش و صناديد مكّه ظاهرا و باطنا از وى دفع مىكرد تا او بقوّت بو طالب دعوى مىكرد ؛ مگر دوم علامات از ظهور كفر بو طالب اين باشد . سيوم - چون على اقتدا بمصطفى كرد در نماز امام محمّد و مأموم على ؛ مدّتى برين رفت تا بو طالب روزى جعفر را مىگويد : يا جعفر صل « 2 » جناح ابن عمّك ؛ تا او نيز اقتدا كرد ، مگر علامت سيوم از ظهور كفر بو طالب بنزديك خواجه اين باشد . چهارم - در آن وقت كه نامه مىنويسد بو طالب بأهل حبشه بدين عبارت در حقّ مصطفى مىنويسد ابيات « 3 » عزّاء نيكو : تعلّم مليك الحبش أنّ محمّدا * نبىّ كموسى و المسيح ابن مريم
--> ( 1 ) - ميان بمعنى كمر است . ( 2 ) - « صل » بكسر صاد و سكون لام امر حاضر است از « وصل يصل كوعد يعد » . ( 3 ) - تحسر و تأسف - كلمهء « ابيات » مذكور در متن آخرين كلمهء نسخهء « ث » است و بقيهء كتاب يعنى از دو كلمهء « غراء نيكو » تا آخر كتاب از آن ساقط است و از اين روى در اين مورد از چاپ اوّل نقض به اين عبارت : « اعلان و تبصرة » - قديمترين و صحيح - ترين نسخهء كتاب را كه نسخهء « ث » باشد با يك دنيا حسرت در اينجا بدرود و وداع مىكنيم زيرا قريب بربع كتاب كه از اوّل اين صفحه [ يعنى 545 ] تا به آخر كتاب باشد از آن نسخه ساقط است » .